تبليغاتX
سيب بي گربه
سيب بي گربه
را جع به چيزهاي خيلي مهم
تخت عمودی
تخت و کولر بر آسمان افتادند
و دیوانه شدند
دماغم پر از خون شد
پرده ها رو به کمر کولر را می کشند
 ساختمان های بزرگ روی سر فرشته ها می تابند
و می میرند
من را می گیرند
کلاه گیسی بر سر کمال گذاشته اند و چوبی را به منقار گرفته اند
و لاک پشتی را با خود می برند
.

 
|+| نوشته شده توسط روشنك ملكي در دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387 ساعت 11:8 |