![]() من مي خواهم راجع به موسي بنويسم و رامسس و راجع به عروسك هاي واقعي
پست الکترونیک آرشیو مطالب آرشیو مطالب
جستجو
پیوندها
آمار وبلاگ
افراد آنلاين:
تعداد بازديدها: RSS
|
سيب بي گربه
را جع به چيزهاي خيلي مهم مارکت
دو گربه ی مات بغل مارکت کیش و مات شدند
واسه اینکه مارکت بزرگ است و دورش یه عالمه سیمان است وهمه ی حیوانات جایی ندارند مثل گربه ها یک طوطی بغل پنجره من ایستاده بود و من به آن طوطی گفتم بیا تو اتاقم ولی پنجره ی اتاقم قفل بود من نمی تونستم اون پنجره رو باز کنم. |+| نوشته شده توسط روشنك ملكي در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 12:35
|